|
این شعرها از من نیست شعر فرانو
| ||
|
در پاسخ به اهانت به امام هادی(ع) (خفاش) بخوان بخوان بیشتر بخوان درسهایت تاریخ سیاست را اصلا مبارزه کن برای قدرت شهرت حتی دموکراسی اما حتما بخوان بگذار مرورکنیم که از چهارده قرن پیش از دوازده ستاره یازده ستاره به تیغ و کینه و زهر خاموش شده اند و تنها یکی از پشت ابرها نورافشانی می کند بخوان و ببین که دیر آمده ای که دهمین ستاره قرنها پیش آماج تیر و تیغ و تهمت بوده است و اسیر زندان کینه ها دیر آمده ای همین چند سال پیش بارگاه آسمانی اش را دوستانت پرپر کردند بخوان که دیر آمده ای و کور که این همه نور چشمهایت را آزرده می سازد
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:35 ] [ حمیدرضا اقبالدوست ]
(قهوه خانه) کی می میری پیرمرد ؟ هروقت گاوهایم از علف های روی خاک قبرت سیر شدند تو کی جان می دهی ؟ من هم می میرم وقتی که سیر شوم از انجیری که روی خرابه ی خانه ات روییده است از قهوه خانه ی پیرمرد ها دست خالی بیرون نمی روم شوخی هم شوخی های قدیم (همراه) باید آدم باکلاسی باشد بیمار اتاق 503 دسته دسته به ملاقات می آیند نگران بیمار نیستم پرستارها مثل پروانه دورش می چرخند به همراهش فکر می کنم که با این همه شیرینی و کمپوت دیابت نگیرد (زیارت) بی آنکه فرصتی برای اندیشه و دعا باشد آنقدر همدیگر را هل دادیم که از کت و کول افتادیم دست هایمان به ضریح رسید دل ها گمان نکنم برچسبها: قهوه خانه, همراه, زیارت [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:40 ] [ حمیدرضا اقبالدوست ]
(چراغ) لامپ را که روشن می کنم مادر بزرگ یادش می آید که من پدرم هستم نه پدرش البته صلوات را هم فراموش نمی کند (ریال) ده بار عمره رفته است و دو بار تمتع تمام بازار های مکه و مدینه را می شناسد می داند کدام کاروان سرویس بهتری دارد یک ریال آنها چند هزار ریال ما می شود و البته همیشه رو به ناودان طلا می ایستد تا قبله اش اشتباه نشود (حساب) به آسمان فکر می کنم به ستاره ها گسترش کهکشان ها و اینکه وسعت جهان به سمت بی نهایت میل می کند و اندازه ی زمین به نسبت بی نهایت چیزی می شود حدود صفر و اینکه به هر طرف که رو می کنی ستون های ستبر صفر ایستاده اند در برابر انسان هایی که برای سهم بیشتری از صفر سد راه هم شده اند [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 10:18 ] [ حمیدرضا اقبالدوست ]
(فرهنگ) خنجر سنگی سپر چوبی از فلاخن تا تسلیحات جدید بویی از تمدن به مشام نمی رسد از ویترین موزه ها (چنجه) انجمن حمایت از حیوانات به گاو بازی ماتادورها معترض شده است گاوها را باید محترمانه به سلاخ خانه سپرد شاعر که می شوی باید خودت را به کوچه ی علی چپ بزنی تا کباب حسابی بچسبد (مترسک 11) شرمگین از نگاه ها آمده است تا لباس هایش را پس بگیرد در باد می رقصد دامن چین چین بیوه زن بر تن مترسک
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 19:53 ] [ حمیدرضا اقبالدوست ]
شعرازحمیدرضااقبالدوست
Poesie de H.R.EGHBALDOST Soyez pret a avoir Forces de Secours Police Sont prets Hopitaux Ange de la mort Cher morts fur furacee ...... Nous allons voyager au nouvel an [ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 13:31 ] [ حمیدرضا اقبالدوست ]
|
||